تبلیغات
بهترین تحقیقات - هنر و زندگی

هنر و زندگی

شنبه 5 اردیبهشت 1388  06:11 ب.ظ

نوع مطلب :مقالات علمی ،

 

 

تجویدی، اكبر. "هنروزندگی". دوره 1، ش4 (بهمن 41): 6-9، تصویر.

 

 

خلاصه:مفهوم هنر نزد نیاكان ما،‌ رابطه هنرامروز با زندگی نوین، جایگزینی لوازم و اشیاء‌صنعتی كارخانه‌ای با اشیاء ساخت دست و تاثیر آن بر زندگی انسان، شرحی درباره اهمیت هنرهای مستظرفه و لزوم ارج نهادن بدان.هنر و زندگی اكبر تجویدی لچك مینائی طلا دار متعلق به آستانه قدس رضوی طرح از استاد بهادری و اجرا از صنیع زاده است

زندگی مردم سر زمین ما از دیر باز با هنر رابطه ناگسستنی داشته و این پیوستگی در طول زمان همچنان استوار مانده است. بسیاری از كارهائی كه در كشورهای دیگر به صنعت مربوط میشود در ایران باهنر پیوند دارد تا آنجا كه در زبان فارسی واژة صنعتگر و یا صنعت كار و هنرمند در بیشتر موارد معنی واحدی را می‌رساند. تا چند سال پیش هنرمندان رشته‌های گوناگون را صنعتگر می‌نامیدند و هنرهای زیبا را صنایع مستظرفه می‌گفتند. این پیوند از آنجاست كه نزد ایرانیان صنعت و هنر از هم جدا نیستند و در منطقة ایرانی در هر صنعتی هنری نهفته است و یا در هر هنری كوششی صنعتی بكار رفته است. فرشی كه بر روی آن می نشینیم، كاسه‌ای كه از آن آب می نوشیم و پرده قلمكاری كه از دیوار می‌آویزیم ممكن است بی تفاوت بدست هنرمند و یا صنعتگر ساخته باشد. همچنین بسیاری از دیگر مظاهر ذوقی ایرانیان را می توان بخشی از صنایع و یا هنرها بشمار آورد. یك نفر مینیاتور ساز و یا یك تذهیب كار و یا یك خطاط هم از هنر بهره دارد هم از صنعت. در آنجا كه پای نوآوری و خلاقیت در كار باشد كار او از هر جهت هنر است و آنجا كه كوشش در راه اجرای دقیق فنی بكار رفته باشد و به ریز‌كاریها و سلامت رنگها و طرحها توجه شده باشد صنعت است و بدین گونه است كار یك قلمزن ، یك خاتم ساز، یك منبت كار و دیگر هنرمندان و صنعتكاران. بویژه تا زمانیكه ماشین در ساختن و پرداختن این آثار دستی دخالت نكرده باشد این پدیده‌ها همیشه یك جنبة هنری دارند. همه آثار خیره كننده‌ای كه در موزه های گوناگون ایرانی و دنیا از هنرمندان ایرانی بجای مانده است در آغاز بمنظور یك اثر هنری پدید نگشته است بلكه در بیشتر موارد نیت اصلی در ساختن آنها نیاز روزمره زندگی بوده است و سازندگان بیشترینه این آثار صنعتگران متواضع و بسیار ساده‌ای بوده اند كه كوچكترین ادعای هنری نداشته اند ولی امروزه ما كارهای آنان را با تحسین فراوان می‌نگریم و به روح مبتكر آنان درود می‌فرستیم. علت آن است كه پدران ما هنر را یك پدیده جداگانه و منتزع از نیازهای زندگی نمی‌دانسته اند و به همین جهت ذوق هنری آنان در ساده‌ترین مظاهر زندگی جلوه‌گری كرده است. یك نگاه به سر قلیانها، جعبه‌های منقوش، قاب آینه‌ها، آفتابه لگن های كنده كاری، سینی های مسی قلم زده، پایه شمعدانها، سرمه دانها و دیگر اشیاء بسیار خرد كه از صنعتگران ایرانی بجای مانده است كافیست كه دریابیم ایرانی در ساختن هر اثری روح هنردوست خود را بكار برده است.

در روزگار ما بسیاری از خبرگان امور هنری چنین می پندارند كه هنر زمانی اصالت واقعی خود را باز می‌یابد كه بازندگی روزمره آدمی پیوند ناگسستنی داشته باشد و از این رو اكنون در كشور های اروپائی كه چند قرن است در ساختن اشیاء مورد نیاز روزانه، ماشین جایگزین صنایع دستی گشته است می‌كوشند تا دوباره آثار ساخته شده با دست را میان مردم سرزمین خود رایج سازند تا هنر را كه دیر زمانی است به صورت مستقل راه جداگانه می‌پیماید از نو وارد زندگی مردم نمایند. بر حسب مثال در كشور فرانسه از چند سال به این طرف انجمنی ملی     [6]    با همكاری یونسكو برای زنده كردن صنایع دستی پدید آورده اند و این انجمن می‌كوشد تا مردم را با ارزش واقعی هنرهای مفید آشنا سازد. بر اثر تلاشها ی این انجمن و دیگر فعالیتهای مشابه امروزه در بسیاری از خانواده های فرانسوی بجای چینی های ساخت كارخانه از سفالهای لعاب دار كار دست استفاده می شود و از نو تزئین پنجره‌ها با شیشه های رنگی متداول گردیده و همچنین میز و صندلیهائی كه بر روی آنها منبت كاری شده دوباره معمول گشته است. در كشورهای دیگر نیز این جنبش پدید شده و مردم جهان به سهم بزرگی كه هنر در رونق بخشیدن به زندگی آنان دارد توجه پیدا كرده اند. در قرن ما بسیاری از هنرمندان بر جسته لااقل نیمی از كوشش خود را برای هنرهای مفید به كار می‌برند ـ البته از این عبارت نباید نتیجه گرفت كه برخی هنرها غیر مفیدند بلكه منظور ما از هنرهای مفید آن دسته از هنرهاست كه بر روی اشیاء و لوازم آدمی بكار رفته باشدـ بر حسب مثال سالهاست كه«پیكاسو» همگام با نقاشی، وقت خود را صرف ساختن كاسه و گلدان و بشقابهای سفالی لعاب دار می نماید و چندین سال است كه «لورسا» تمام وقت خود را به ساختن مدل‌های نقشه گلیم اختصاص داده است. در كشور ما از آنجا كه از آغاز فاصله ای میان كوششهای هنری و نیازهای ذوقی مردم وجود نداشته هرگز ارزش این مطلب آنطور كه باید مورد توجه قرار نگرفته است و افراد ایرانی وجود زیبائیهای هنری را در زندگی خود امری بدیعی پنداشته اند به همین علت پاره ای از هم میهنان ما ساخته های ماشینی را از آنجا كه برایشان تازگی دارد بر آثار زیبای هنری كار دست ترجیح داده اند.

یك نمونه از قالیچه های بافته شده در كارگاههای هنرهای ملی هنرهای زیبای كشور

چقدر رنج آور است كه اروپائیان فرشهای زیبای كار كاشان و كرمان و مشهد را در اتاقهای خود بگسترانند و ما بر روی فرش ماشینی بی نقش و غم انگیزی نشست و برخاست كنیم و چه اندازه مایه سر شكستگی است كه ما در زندگی خود از ظرفهای پلاستیكی و چینی اروپائی و زیر سیگاری و جعبه های ساخت كارخانه های خارج استفاده كنیم و حال آنكه اروپائیان و آمریكائیان از سفالهای منقوش كار هنرمندان ما و جعبه های خاتم و نقره های قلم زده اصفهان بهره‌جویی نمایند. میگویند آدمی قدر آنچه را دارد نمی‌داند و آنرا به خیره از دست می‌دهد. این حال در زندگی امروزی ما ایرانیان مصداق پیدا كرده است. اگر به سهم بزرگی كه هنر در لطیف ساختن روح ما دارد توجه بیشتری پیدا می كردیم و می توانستیم موهبت نشستن به روی فرش زیبای پر نقش تبریز را درك كنیم و یا زیبائی لمس كردن یك قطعه زری را در‌می‌یافتیم آن وقت هرگز راضی نمی‌شدیم این همه لطف و زیبائی را یك باره از دست بنهیم. اگر در یابیم كه بخش بزرگی از تعادل روحی ما به حس زیبا شناسی ما بستگی دارد و اگر می‌دانستیم كه حس زیبا پسندی ما با سر و كار داشتن مدام با آثار بسیار ساده هنری پرورش پیدا می كند آنگاه می‌توانستیم ارزش واقعی ساده‌ترین مظاهر زندگی ایرانی را كه با هنر پیوند دارد درك كنیم. در دنیا چه چیز می تواند از حجله های مدوری كه با آینه و شمعدان و چراغهای دیگر تركیب یافته و پرهای رنگارنگ بر آن افراشته اند و همیشه به مناسبتهای گوناگون از جشن و سرور گرفته تا ماتم و عزا در همه جای سرزمین ما برپا می‌گردد و طبق كشان مغرورانه آنها را بر روی سر خود تحمل می كنند زیبا تر و آذینی تر باشد؟

قالیچة محرابی طرح استاد بهادری كه در هنرستان هنرهای زیبای اصفهان بافته شده

آیا كسی می تواند منكر شود كه در ساختن خوانچه‌های عقد كه با اسپندهای رنگارنگ تزئین می شود و هر بار در تركیب آنها هزاران نو آوری و ابتكار مشاهده می‌گردد نهایت ذوق هنری بكار می‌رود؟ و آیا می توان در مقابل نقاشیهای ساده و بی ادعائی كه بر روی بدنه چرخهای بستنی فروشها و یا ارابه های   [7]    حمل و نقل كشیده شده بی اعتنا ماند و آنها را هنر بشمار نیاورد؟ همه این پدیده‌ها و دیگر مظاهر بسیار ساده زندگی ما پر است از یك دنیا لطف و زیبائی.

حس زیباشناسی ما ایرانیان از همان كودكی با این زیبائیها پروش پیدا می‌كند و پایه و مایه می‌گیرد و بی آنكه خود دریابیم دارای ذوق هنری می‌شویم.

تا چند سال پیش در همه جای ایران بر روی در خانه‌ها كوبه های زیبائی دیده می‌شد كه هر یك شكل جداگانه ای داشتند و یك دنیا ذوق و هنر در آنها بكار رفته بود. امروزه اگر دگمه برق جایگزین این شیئی خوش نقش گشته و در حقیقت این شكلهای زیبا دیگر در شهرهای بزرگ كشور ما محل خودنمائی ندارند ولی بسیاری موارد دیگر وجود دارد كه لازم است آنها را برای زیبا نگاهداشتن زندگی خود حفظ كنیم. مثلاً چه عیب دارد اگر بالای سر در خانه‌های خود را با چند كاشی فیروزه‌ای نقش لاجورد بیارائیم و یا چه مانعی دارد اگر خانمهای ایرانی برای جامه های خود از زری‌های گلابتون دار بسیار زیبا كه از لحاظ بها هم ارزانتر از پارچه های فرنگی است استفاده كنند؟

این مظاهر ذوق و هنر ایرانی را كه یادگار هزاران سال تطور در هنر و صنعت است نباید ناچیز گرفت. اگر امروز در ارزش نهادن و تحسین كردن این هنرها كه با زندگی ما پیوند دارند غفلت كنیم دیری نخواهد پائید كه زندگی ما بی رونق و خانه ما غم انگیز و سرد و خاموش خواهد شد. مصنوعات هنری ایرانی نوعی است كه هر كس در هر درجه أی از معیشت زیست كند می توانند بر حسب توانائی خود آنها را زیب و زیور زندگانی خویش سازد. اگر كسی نتواند فرش ابریشمی كاشان را در كاشانة خود بگستراند و یا در كاسة مینائی قرن هفتم ساوه و ری آب بنوشد توانائی آن را خواهد داشت كه فرش خرسك ارزان قیمت مشك آباد و یا لااقل گلیم و جاجیم كم بهای كردستان را در اطاق خود پهن كند و در سفال فیروزه‌ای رنگ همدان آب بنوشد این هنرهای ساده بر حسب احتیاجات مادی و معنوی ما بوجود آمده اند و بتدریج با زندگی ما توأم گشته اند و مقداری از روح ما را در خود دارند.

كوزه ای منقوش و لعابدار كه در كارگاه كوزه گری هنرهای زیبای كشور تهیه شده

ما برای یافتن هنر نباید در جاهای دور دست به تجسس بپردازیم بلكه كافیست چشم خود را باز كنیم و اطراف خود را نگاه كنیم تا دریابیم زندگی ما سراسر پر از هنر است. چه بسا هنگامی كه در تنهائی به نقش های پر پیچ و خم قالیها خیره شده‌ایم چشم ما به دنبال ساقه های خوش طرح كه آغاز و پایان آنها برای ما نامعلوم بوده به كنجكاوی خوشایندی مشغول گشته و كم كم حواس ما از پریشانیهای گوناگون به سوی یك تمركز عمیق و تحسین آمیز فراخوانده شده است.

پس می بینیم وجود هنر چه اثر انكار ناپذیری در سلامت روح ما دارد و چگونه می تواند احوال درونی ما را به سوی بهبودی رهنمون باشد. كوچك شمردن و كهنه انگاشتن این هنرها و روی آوردن به صنایع ماشینی برای ما نتیجه ای جز محروم ماندن از جهان بی آلایش هنر نخواهد داشت. آیا سزاوار است كه ما یك باره از این همه زیبائی دست بكشیم و به امتعة پلاستیكی روی آور شویم؟ شك نیست كه حس پذیرش و قبول هر فكر و مطلب تازه‌ای از زمانهای كهن نزد ما ایرانیان رواج بسیار داشته است و این خاصیت تأثر پذیری ما به تناوب برایمان نتایج خوب و بد ببار آورده است ولی آنچه مایة بزرگداشت ارزشهای هنری و معنوی ما بشمار می رود حس تمیز و هوش فوق العاده‌ای است كه در پرتو آن با یك راهنمائی جزئی بلافاصله خوب را از بد و درست را از نادرست تشخیص داده‌ایم. به همین جهت همواره لغزشهای ذوقی ملت ما زمان درازی به طول نیانجامیده وبا كوچكترین راهنمائی طریق صحیح     [8]     خود را باز یافته است و به همین علت است كه امروزه صنایع ظریفة ایرانی در جهان بی رقیب مانده است.

نمونة خاتم كه در كارگاه خاتم سازی هنر های زیبای كشور ساخته شده

نمی توان نادیده گرفت كه در سالهای اخیر راهنمائیهای هنرهای زیبای كشور در بسامان رساندن هنرهای ظریفة ایران تأثیر فراوان داشته است. كارگاههای گوناگون هنرهای ملی این مؤسسه از چندین سال به این طرف برای زنده نگاهداشتن صنایع باستانی ما شب و روز به كوشش مشغولند و نه تنها آثاری كه در خور اعتبار جهانی هنر ایران باشد بوجود میآورند بلكه می كوشند تا صنایع دستی ایرانی را با نیازهای امروزی زندگی هماهنگ نمایند و از راه تشكیل نمایشگاهها و دیگر فعالیتهای مشابه راه حل های یافته شده را در دسترس هم میهنان قرار دهند.

كسانی كه نمایشگاه سفالهای نقش دار كارگاههای هنرهای ملی را مشاهده كرده اند و یا نمایشگاه قالی را كه در سال گذشته به همت هنرهای زیبای كشور در كاخ وزارت دارائی برپا گردیده ملاحظه نموده اند تصدیق خواهند كرد كه این فعالیتها چه اثر شگرفی در حیات هنری و صنعتی كشور ما داشته است. البته در این زمینه رسالت هنرهای زیبای كشور جز ارائه طریق و نمودن راه درست چیز دیگری نمی‌تواند باشد و با وسائل محدودی كه در اختیار مؤسسه فوق است انتظاری جز این نمی‌توان داشت بلكه باید همانگونه كه تاریخ هنر ما گواه است همین راهنمائی و سرپرستی سرمشق باشد كه تمام ساكنان سرزمین پهناور ما به سوی صنعتگران و صاحبان فن كشور خویش كه بی شك در جهان بی همتا هستند روی آوردند و از آثار آنان برای حظ روحی خویش استقبال نمایند. ما ایرانیان باید بدین نكته كه هنر جزئی از زندگی مادی ما را تشكیل می دهد و در همه مظاهر صنعتی ما جلوه گر است اندیشه كنیم و در نگاهداری این سنت های زیبای هنری كه هر لحظه روان و خرد ما را خرسند می سازد كوشا باشیم.[9]


نوشته شده توسط: کریم س | آخرین ویرایش:- | نظرات ()